وێبنووسێکە سەبارەت بە بوارەکانی ژیان
یکشنبه، مرداد ۰۵، ۱۴۰۴
فصل پنجاه و هشتم: از کوبانی تا قامیشلو – عبور از مرزهای تاریکی
›
فصل پنجاه و هشتم: از کوبانی تا قامیشلو – عبور از مرزهای تاریکی با هماهنگی فرمانده هورشید، کاروانی کوچک به سمت قامیشلو راه افتاد. یکی از ف...
شنبه، مرداد ۰۴، ۱۴۰۴
پایان فصل پنجاە وهفتم: گفتوگو با هورشید – زن، نور، رهایی
›
گفتوگو با هورشید – زن، نور، رهایی غروب همان روز، در پناهگاه سنگی یگان مدافع زنان، نشستی خودمانی شکل گرفت. هورشید در لباس نظامی اما چهره...
ادامە فصل پنجاە و هفتم: دیدار با دختران کوبانی
›
◼ دیدار با دختران کوبانی – نور برخاسته از دل آتش روز بعد ، خورشید آرام آرام بهسوی غروب میرفت، و کوبانی در سکوتی پرشکوه، خاطره مقا...
فصل پنجاە وهفتم: ورود به کوبانی – بازگشت به قلب مقاومت
›
فصل پنجاه وهفتم: ورود به کوبانی – بازگشت به قلب مقاومت پس از ساعتها انتظار در صف مرز، و خداحافظی گرم و پراحساس با پیر آیرین، پیر روشن...
فصل پنجاە و ششم: از اورفه به سوی کوبانی
›
فصل پنجاه و ششم: از اورفه بهسوی کوبانی – جادهای در امتداد حافظه و خون صبح، خانه پیر آیرین لبریز از بوی چای تازه و نان داغ بود. خورشید...
جمعه، مرداد ۰۳، ۱۴۰۴
ادامە فصل پنجاە وپنجم: گفتوگو دربارهٔ ملت، هویت و انکار
›
در خانه پیر آیرین، گفتوگو پیرامون ریشههای تاریخی و نوری ابراهیم و نمرود آن شب، پس از نوشیدن چای در ایوان، جمع درون تالاری گرد هم آمدند که...
پنجشنبه، مرداد ۰۲، ۱۴۰۴
ادامە فصل پنجا ە وپنجم: استقبال پیر آیرین از پیر روشنا درئورفه
›
استقبال پیر آیرین از پیر روشنا درئورفه با رسیدن اتوبوس به ترمینال شانلی اورفه، نسیم پاییزی و پرغبار جنوب به چهرهها میوزید. پیر آیرین ...
فصل پنجاە وپنجم : در ترمینال درسیم، در آستانهٔ سفر به سوی کوبانی
›
◼ فصل پنجاه و پنجم : در ترمینال درسیم، در آستانه سفر به سوی کوبانی صبحی خنک و آرام بر درسیم گسترده شده بود. پس از اقامت شبانه در خانه ...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب