کردستان را فرصت ببینیم
گاهی آنقدر به دیدن کردستان از دریچه تهدید عادت کردهایم که فراموش
میکنیم از خود بپرسیم: این سرزمین چه چیزی به زندگی مشترک ما افزوده و مردمش چه
بهایی برای حفظ آن پرداختهاند؟
کردستان فقط یک نوار مرزی نیست. سرزمین زبان، موسیقی، آیینها و حافظهای
است که با وجود فشارهای طولانی، همچنان زنده مانده است. زندهماندن زبان کردی، حفظ
بخشی از میراث فرهنگی این پهنه نیز هست. نمیتوان از غنای فرهنگ ایران سخن گفت،
اما برای یکی از زبانها و فرهنگ های ریشهدار آن جایی قائل نشد.
از مقاومتهای کهن در برابر سلطه خلافت تا مبارزات صد سال اخیر، میتوان
ردِ پافشاری بر هویت و حقِ متفاوت بودن را دید. مردمی که زبان و فرهنگ خود را حفظ
کردهاند، شایسته احتراماند؛ حتی هنگامی که خواستههای سیاسیشان با نگاه حکومت
یا دیگر جریانها یکسان نیست.
در جنگ هشتساله نیز شهرها و روستاهای کردنشین بخشی از بار سنگین جبهه
غرب را تحمل کردند. قدردانی از این رنج نباید فقط در سخنرانیها باقی بماند.
سهم کردستان در مقابله با جریانهای تکفیری نیز سزاوار توجه است.
ایستادگی نیروهای کرد در برابر داعش و دیگر گروههای خشونتطلب، برای مردمان
بسیاری فراتر از کردستان اهمیت داشت. در کنار مقاومت نظامی، فضای سیاسی و فرهنگی
کردستان نیز ظرفیتهایی برای مقابله با انحصارطلبی دینی دارد: از جریانهای چپ و
ملی تا آن بخش از جریانهای اسلامی که تکفیر را رد میکنند و حضور دیگران را میپذیرند.
این تنوع را باید جدی گرفت. جامعهای که در آن راههای گوناگون برای
بیان هویت، اعتراض و امید وجود داشته باشد، ابزار بیشتری برای مقاومت در برابر
کسانی دارد که تنها یک عقیده و یک شیوه زندگی را مجاز میدانند. بستن این راهها و
فرسودن نهادهای اجتماعی و سیاسی، ممکن است فضایی ایجاد کند که جریانهای افراطی از
آن بهره ببرند.
از همین رو، سنیبودن بخش بزرگی از مردم کردستان نباید دستاویز
بدگمانی باشد. آنچه در مقابله با افراط گرایی اهمیت دارد، اعتماد، مشارکت و امکان
ساختن آینده است. مردمی که احساس کنند صدایشان شنیده میشود، برای دفاع از زندگی
مشترک نیز دلیل بیشتری دارند.
جمهوری اسلامی یا هر حکومتی که در آینده اداره ایران را بر عهده
بگیرد، باید در نگاه خود به کردستان تجدیدنظر کند. رابطه با اقلیم کردستان و جریانهای
سیاسی کرد نیز میتواند بر گفتوگو و شناخت منافع مشترک استوار باشد. تبدیل هر
اختلافی به دشمنی، فرصتهای همکاری را از میان میبرد.
قدردانی، اگر واقعی باشد، باید به احترام به زبان مادری، فرصت برابر،
مشارکت سیاسی و پایاندادن به نگاه تحقیرآمیز برسد. نمیتوان از مردم خواست در روز
خطر کنار دیگران بایستند، اما در روز آرامش از حق و صدای خود چشم بپوشند.
این نوشته تنها یک تلنگر است: پیش از آنکه دوباره کردستان را مسئلهای
برای مهارکردن بدانیم، به سهم مردمش در حفظ فرهنگ و مقابله با خشونت فکر کنیم.
شاید بخشی از امنیت و همبستگیِ فردا، در همان فرصتی باشد که امروز از سر بیاعتمادی
نمیبینیم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر