پنجشنبه، آذر ۲۷، ۱۴۰۴

متافیزیک نور و اخلاق عملی

 


متافیزیک نور و اخلاق عملی

مطالعه‌ای تطبیقی میان حکمت اشراق سهروردی، فلسفه اخلاق فلیکس آدلر و آیین‌های یزدانی زاگرس


چکیده

این مقاله به بررسی تطبیقی سه سنت فکری و دینی می‌پردازد که علی‌رغم تفاوت‌های زمانی، جغرافیایی و زبانی، در بنیان‌های انسان‌شناختی و اخلاقی دارای هم‌پوشانی‌های معنادارند: حکمت اشراق شهاب‌الدین سهروردی، فلسفه «فرهنگ اخلاقی» فلیکس آدلر، و آیین‌های یزدانی زاگرس شامل یارسان، ایزدی، علوی و شبک.
پژوهش حاضر با رویکردی فلسفی
تحلیلی نشان می‌دهد که هر سه سنت، با نفی دگماتیسم صوری و شریعت‌محور، بر اصالت اخلاق، کرامت ذاتی انسان و وحدت هستی تأکید می‌ورزند. فرضیه اصلی مقاله آن است که فلسفه اخلاقی آدلر را می‌توان صورت‌بندی مدرن و عقلانی‌شده‌ای از «فرهنگ اخلاقی باستانی زاگرس» دانست، در حالی که حکمت اشراق سهروردی نقش پل متافیزیکی میان جهان‌بینی عرفانی شرقی و اخلاق عملی مدرن را ایفا می‌کند.

واژگان کلیدی: سهروردی، فلیکس آدلر، آیین‌های یزدانی، حکمت اشراق، اخلاق عملی، کرامت ذاتی انسان، متافیزیک نور


۱. مقدمه

یکی از مسائل بنیادین در فلسفه دین و اخلاق، نسبت میان «دین به‌مثابه نظامی از باورهای جزمی» و «دین به‌مثابه شیوه‌ای از زیست اخلاقی» است. تاریخ اندیشه نشان می‌دهد که بسیاری از سنت‌های فکری، چه در شرق و چه در غرب، کوشیده‌اند جوهر اخلاقی دین را از لایه‌های صوری، نهادی و دگماتیک آن تفکیک کنند.

در این میان، حکمت اشراق سهروردی در قرن ششم هجری، آیین‌های یزدانی زاگرس با ریشه‌های پیشااسلامی، و فلسفه اخلاق فلیکس آدلر در قرن نوزدهم میلادی، هر یک به شیوه‌ای متفاوت اما هم‌سو، بر این تفکیک بنیادین تأکید نهاده‌اند.

پرسش محوری این پژوهش آن است که:

آیا می‌توان میان متافیزیک نور سهروردی، انسان‌محوری اخلاقی آدلر و جهان‌بینی آیین‌های یزدانی، پیوندی فلسفی و ساختاری برقرار کرد؟


۲. چارچوب نظری و روش‌شناسی

روش این پژوهش، تحلیل تطبیقیفلسفی است که با تمرکز بر سه محور اصلی انجام می‌گیرد:

1.    هستی‌شناسی (Ontology)

2.    انسان‌شناسی فلسفی (Philosophical Anthropology)

3.    اخلاق و کنش عملی (Ethics & Praxis)

منابع مورد استفاده شامل متون اصلی سهروردی، آثار نظری فلیکس آدلر، و پژوهش‌های معاصر درباره آیین‌های یزدانی است. مقاله از داوری‌های الهیاتی جزمی پرهیز کرده و بر تحلیل مفهومی تکیه دارد.


۳. هستی‌شناسی: نور، وحدت و پیوستگی وجود

۳۱. متافیزیک نور در حکمت اشراق

سهروردی هستی را با مفهوم «نور» تعریف می‌کند. در نظام اشراقی او، خداوند «نورالانوار» است و تمام مراتب وجود، از عقول تا ماده، درجاتی از ظهور و شدت نور به شمار می‌روند. عدم، چیزی جز فقدان نور نیست و کثرت هستی، نتیجه مراتب مختلف اشراق است.

در این دستگاه، جهان شبکه‌ای پیوسته و سلسله‌مراتبی است که هیچ موجودی به‌طور مستقل و گسسته وجود ندارد. وجود، همواره رابطه‌ای است میان نور برتر و نور فروتر.

۳۲. هستی‌شناسی آیین‌های یزدانی

در آیین‌های یزدانی، به‌ویژه در یارسان و ایزدی، هستی بر پایه وحدت ذات الهی و تجلی آن در جهان بنا شده است. باور به «دونادون» یا گردش روح، بیانگر پیوستگی میان انسان، طبیعت و امر الهی است. خداوند نه موجودی کاملاً متعالی و منفصل، بلکه حقیقتی است که در مراتب مختلف هستی ظهور می‌یابد.

۳۳. ایده‌آلیسم ارگانیک در فلسفه آدلر

فلیکس آدلر با طرح مفهوم «ایده‌آلیسم ارگانیک»، جامعه انسانی را همچون یک کل زنده می‌نگرد که هر فرد عضوی از آن است. هر کنش اخلاقی، تأثیری فراتر از فرد دارد و کل شبکه انسانی را متأثر می‌سازد.

۳۴. جمع‌بندی هستی‌شناختی

در هر سه سنت، جهان به‌مثابه «کلّی پیوسته» فهم می‌شود. تفاوت تنها در زبان است:

سهروردی از نور، یزدانی از تجلی، و آدلر از پیوند اخلاقی سخن می‌گوید.


۴. انسان‌شناسی فلسفی: انسان به‌مثابه حامل امر قدسی

۴۱. انسان در اندیشه سهروردی

سهروردی روح انسان را «نور اسپهبد» می‌نامد؛ نوری که از عالم اعلی به جهان ماده نزول کرده است. انسان ذاتاً بیگانه با جهان ظلمانی ماده است و غایت او بازگشت به موطن نورانی خویش از طریق اشراق و معرفت حضوری است.

۴۲. انسان در آیین‌های یزدانی

در آیین‌های یزدانی، انسان محل تجلی ذات الهی است. قداست انسان نه از طریق شریعت، بلکه از طریق حضور حقیقت الهی در او معنا می‌یابد. به همین دلیل، دل انسان «قبله» تلقی می‌شود و نه بنا یا نهاد دینی.

۴۳. کرامت ذاتی انسان در فلسفه آدلر

آدلر مفهوم «کرامت ذاتی» (Inherent Worth) را محور فلسفه اخلاق خود قرار می‌دهد. از نظر او، انسان صرف‌نظر از باور دینی، قومیت یا طبقه اجتماعی، دارای ارزشی غیرقابل تقلیل است. این کرامت، بنیان همه تعهدات اخلاقی است.

۴۴. نتیجه انسان‌شناختی

هر سه سنت، انسان را واجد شأنی فراتر از موجودی زیستی می‌دانند. انسان یا حامل نور الهی است، یا محل تجلی ذات، یا صاحب کرامت ذاتی؛ اما در هر حال، موضوع احترام مطلق اخلاقی است.


۵. اخلاق و عمل: تقدم کردار بر اعتقاد

۵۱. شریعت و حقیقت در حکمت اشراق

سهروردی میان شریعت به‌مثابه صورت، و حقیقت به‌مثابه معنا تمایز قائل است. از نظر او، دینداری بدون اشراق درونی، به تقلیدی کور بدل می‌شود. حقیقت دینی، امری دیدنی و زیستنی است، نه صرفاً گفتنی.

۵۲. اخلاق عملی در آیین‌های یزدانی

آیین‌های یزدانی بیش از آنکه شریعت‌محور باشند، اخلاق‌محورند. اصولی چون راستی، پاکی، فروتنی و خدمت به خلق، هسته دینداری را تشکیل می‌دهند. آیین، بیش از آنکه نظامی از احکام باشد، شیوه‌ای از زیستن است.

۵۳. «کردار نه عقیده» در فلسفه آدلر

شعار مشهور آدلر «Deed, not Creed» بیانگر نفی دگماتیسم اعتقادی است. او دین را در عمل اخلاقی معنا می‌کند و نه در باورهای نظری درباره خدا یا متافیزیک.


۶. جهان‌گرایی و نفی انحصار دینی

هر سه سنت مورد بررسی، به‌گونه‌ای با انحصارگرایی دینی در تعارض‌اند.

در آیین‌های یزدانی، احترام به همه ملل اصل است؛

در فلسفه آدلر، اخلاق جهانی جایگزین الهیات فرقه‌ای می‌شود؛

و در اندیشه سهروردی، حقیقت می‌تواند در صورت‌های مختلف دینی تجلی یابد.


۷. تمایزهای بنیادین

با وجود هم‌پوشانی‌ها، تفاوت‌هایی اساسی وجود دارد:

  • فلسفه آدلر عقلانی و سکولار است.
  • آیین‌های یزدانی ماهیتی عرفانی و باطنی دارند.
  • سهروردی نظامی متافیزیکی و شهودی ارائه می‌دهد.

این تفاوت‌ها مانع هم‌سخنی نیستند، بلکه غنای تطبیق را افزایش می‌دهند.


۸. نتیجه‌گیری

این پژوهش نشان داد که حکمت اشراق سهروردی، آیین‌های یزدانی زاگرس و فلسفه اخلاق فلیکس آدلر، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در یک اصل بنیادین هم‌داستان‌اند:


تقدس انسان و اصالت اخلاق به‌عنوان معیار حقیقت.

می‌توان آیین‌های یزدانی را صورت باستانی «فرهنگ اخلاقی» دانست و فلسفه آدلر را ترجمان مدرن و عقلانی همان روح اخلاقی. سهروردی نیز در میانه این دو ایستاده است؛ پلی میان متافیزیک نور و اخلاق عملی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر